چه بايد کرد؟

در پست قبلی آثار و نتایج احتمالی پرونده‌ی هسته‌ای ایران را بررسی کردم. اما یادم رفت که بنویسم چه باید کرد؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به نظر من هدف اصلی و نهایی اروپا و آمریکا، منصرف کردن ایران از دست‌یابی به انرِژی هسته‌ای است و دو سال و اندی مذاکره‌ی اروپا با ایران هم در راستای این هدف بوده است. اروپایی‌ها در مذاکرات هسته‌ای اصولا دنبال نتیجه نبودند و به نتیجه نرسیدن مذاکرات هم چیز عجیبی نیست. هدف اروپایی‌ها و در اصل آمریکا، وقت‌کشی به نفع خودشان و به ضرر ایران بود که تا حدودی هم موفق بودند. البته این قضیه به نفع آنها تمام نشد اما ضررهای زیادی برای ایران در پی داشت. به عبارتی مذاکرات هسته‌ای، بازی باخت-باخت بود. بزرگ‌ترین ضرر این مذاکرات که در طول آن فعالیت‌های هسته‌ای تعطیل بود، دو سال عقب ماندن ایران از دست‌یابی به چرخه‌ی سوخت هسته‌ای بود. وقت‌کشی اروپا تا بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران ادامه داشت تا اینکه دولت جدید با اعمال سیاست‌های تازه‌ی خود در عرصه‌ی جهانی تا حدودی جلوی ضرر را گرفت و هم‌زمان با تاکید بر مذاکره، فعالیت‌های هسته‌ای را هم آغاز کرد. کاری که مدت‌ها پیش‌تر باید انجام می‌شد. طبیعی بود که با شروع فعالیت‌های هسته‌ای ایران فشارها بیشتر شود. در این شرایط آمریکا هم علنا وارد پرونده‌ی هسته‌ای ایران شد و پس از اعمال فشار بر اعضای شورای حکام، گزارش پرونده‌ی ایران به شورای امنیت را پی‌ریزی کرد. مطمئنا هدف بعدی آمریکا هم ارجاع پرونده‌ی ایران به شورای امنیت است. (گرچه به نظر من گزارش با ارجاع تفاوت چندانی ندارد) نهایتا هدف آمریکا که اکنون بازیگر اصلی و نقطه‌ی مقابل ایران در پرونده‌ی هسته‌ای است ایجاد یک اجماع جهانی علیه ایران است و این هدف را با اقداماتی نظیر تحریم دنبال خواهد کرد. در نهایت اگر آمریکا تشخیص دهد که روش‌های نرم سیاسی برای منصرف کردن ایران نتیجه‌بخش نیست بعید نیست که به اقدام نظامی متوسل شود (که این اقدام نیز با هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای آغاز خواهد شد) درباره‌ی گزینه‌ی جنگ هم در پست قبلی توضیح داده‌ام. البته مذاکرات آتی ایران و آمریکا (که ظاهرا فقط در مورد عراق است) و همچنین رزمایش اخیر پیامبر اعظم در روند هسته‌ای ایران بی‌تاثیر نخواهد بود.

در این شرایط وظیفه‌ی ما چیست؟ کشور ما و دولت ما دو سال از بهترین فرصت‌های خود را از دست داده‌اند و در این مقطع نیز تعطیلی فعالیت‌های هسته‌ای به هر عنوان، برگشت به عقب است. بنابراین:

 

1)   فعالیت‌های هسته‌ای ایران باید بدون هیچ قید و شرطی ادامه داشته باشد و تعاملات سیاسی و دیپلماتیک نیز هم‌زمان ادامه یابد. (توجه داشته باشید که هیچ دلیلی برای تعطیلی فعالیت هسته‌ای قانع کننده نیست)

 

2)   مذاکرات هسته‌ای باید از انحصار اروپا خارج شود و کشورهایی نظیر روسیه، چین و هند هم وارد مذاکرات شوند. (گرچه آنها هم نشان دادند که در مقابل ایران صادق نیستند)

 

3)   تا زمانی که کشورهایی چون پاکستان و رژیم صهیونیستی (که بمب اتم در اختیار دارند) عضو NPT نشده‌اند، ایران نیز حداقل فراتر از تعهدات NPT عمل نکند. طبیعی است که در این شرایط امضای پروتکل الحاقی امتیاز بزرگی به طرف‌های مقابل ایران است.

 

4)   دولت ایران باید در مسائلی مانند حقوق بشر، وضعیت زندگی مردم، آزادی بیان، مردم‌سالاری، تروریسم و غیره کشورهایی همچون فرانسه، انگلیس، آمریکا و حتی رژیم صهیونیستی را به چالش کشانده و از آنها جواب‌خواهی کند. پیشنهاد رئیس جمهور کشورمان مبنی بر مبادله‌ی ناظران حقوق بشر بین ایران و اروپا و مواضع ایشان در قبال هولوکاست باید با جدیت دنبال شود.

 

5)   دفاع از حقوق مردم مسلمان سایر کشورها از جمله عراق و فلسطین باید در اولویت قرار گرفته و ایران خود را به عنوان پرچمدار و هدایت‌کننده‌ی دنیای اسلام مطرح سازد.

 

در نهایت اینکه تسلیم شدن در برابر هر قدرتی مساوی است با عقب‌ماندگی. دنیای امروز، دنیای سرعت و پیشرفت است و حتی لحظه‌ها هم مهم هستند. اگر خواهان به دست آوردن چیزی هستیم باید عواقب آن را هم بپذیریم.

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
محسن

سلام. ممنون که به ما سرزديد .اگه ما از حقمون کوتاه بيايم نبايد انتظار داشته باشيم ديگران ما رو حمايت کنن .به قول معروف حق گرفتنيه نه دادنی!

دل ديوونه

سلام جالب بود آره به نظر من نبايد کوتاه اومد حق مسلم ماست

جناب کارگردان

سلام . آقا يا پسورد و بقيه ماجرای چگونگی نوشتن مطلب سبز سرخ رو هنوز برام نفرستادی يا ما تو باغ نيستيم ! راستی آدرس ما عوض شد

گروه فرهنگي قرآني راهيان نور

دوره ششم ختم قران بهمراه مسابقه دوره ششم .......... شهادت جانسوز اولین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علی علیه السلام بر شما تسلیت باد... اگر دوست داشتين اين وبلاگ رو لينك كنيد .. با تشكر

رضا

با سلام دوست عزيز همه مسايل را نبايد از ديد حق نگريست.مگر علي حق نبود؟ مگر حسين حق نبود؟ مگر حسن براي ولايت بر مسلمين حق نبود؟ و صدها حق ديگر كه خودت بهتر از من بلدي. ولي آيا هميشه حق به حقدار رسيده است كه ما انتظار داريم كه انرژي هسته اي را به هر طريقي به دست بياوريم؟ اصلا من سوالي از شما ميكنم كه اين همه تاكيد براي دستيابي به انرژي هسته اي واقعا به چه بهايي صورت ميگيرد.؟ آيا اين بها بايد آنقدر سنگين باشد كه متحمل مصايب تحريم هاي شديد و حتي حمله نظامي شويم؟ برفرض كه بر حق خود ايستادگي كرديم و عوارض تحريمهاي جهاني و خداي نكرده حملات نظامي را هم بر جان خريديم و به انرژي هسته اي نيز دست يافتيم ولي آيا لحظه اي نيز به اين انديشيده اي كه اين پافشاري ، ايران را به كجا ميبرد. اندكي از آنها را من ميگويم و بقيه را هم خودت حدس بزن... ويراني كارخانه هاي صنعتي فراوان در صورت حمله و تحريم،نابودي قطب اقتصادي ايران يعني عسلويه، فرار سرمايه گذاران خارجي،ميليونها بيكار و ميليونها فرزند يتيم... دوست من اينها بهايي است كه بايد بپردازيم.آيا ارزش آن را دارد؟ ي