هفته‌ی بسيج ... باد

سلام.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اول از همه باید تشکر کنم از همه‌ی دوستای عزیزم که یه بار دیگه منو شرمنده‌ی خودشون کردن و این قدر از خودشون لطف و محبت درکردن که من عمرا فکر رفتن به سرم بزنه. مخلص همه‌تون هستم.

اما:

* هفته‌ی گذشته هفته‌ی بسیج بود. نمی‌خوام درباره‌ی بسیج صحبت کنم. چون توی این یک هفته به قدر کافی خوندیم و شنیدیم. اما می‌خوام بگم بسیجی که جنگ رو اداره کرد، چرا باید گرفتار دولتی شدن بشه؟ اینکه از کل بسیج به یکسری آمارها و همایش‌ها و جشنواره‌ها و مانورها بسنده کنیم واقعا ظلم در حق بسیج نیست؟

اینکه فرمانده فلان پایگاه برای افزایش بودجه‌ی پایگاهش مراسم «شبی با قرآن» برگزار کنه و یا بسیجی‌هاشو به نماز جمعه ببره، اینکه تعدادی برنامه‌ی تلویزیونی بسازیم و کلی آمار و اطلاعات تحویل مردم بدیم که فلان قدر بسیجی داریم و چند تاشون المپیادی هستند و چند تاشون نخبه و چند تاشون دانشجو و چند تاشون ورزشکار و چند تاشون دکتر و مهندس و مثلا چند تاشون وزیر دولت و ...، اینکه پایگاه‌های مقاومت ما جایی بشه برای شب‌نشینی‌های بسیجی‌ها و بگو و بخند و لابد چند تا غیبت و تهمت و ...، اینکه از بسیج فقط چفیه دور گردن انداختن و لباس بسیجی پوشیدن و سربند بستن رو بلد باشیم، اینکه توی بسیج عضو بشیم که مثلا چند ماه از خدمت اجباری رو تخفیف بگیریم، یا از سهمیه‌ی دانشگاهش استفاده کنیم، یا برای اینکه اگه یه روزی 110 بهمون گیر داد بگیم که بسیجی هستیم و بسیجی قانون نداره، یا اینکه ... و این قصه سر دراز دارد.

من چند سال عضو بسیج بودم. اما افتخار می‌کنم که هیچ وقت به خاطر هیچ کدوم از این چیزهایی که گفتم بسیجی نبودم، و شرمنده و پشیمون نیستم از اینکه الان عضو بسیج نیستم. چون نمی‌خوام یه بسیجی دولتی باشم. و اگه روزی ازم پرسیدن که بسیجی هستی یا نه، جواب می‌دم: اگه منظورتون اینه که عضو بسیج هستم یا نه، نه عضو نیستم اما بسیجی هستم. می‌شه عضو بسیج نبود، می‌شه هیچ پایگاهی نرفت، می‌شه کارت بسیجی نداشت ... اما بسیجی بود.

کسی که احساس مسؤولیت کنه در قبال مملکتش و آینده‌ی کشورش بسیجیه. کسی که دغدغه‌ش اصلاح جامعه باشه بسیجیه. کسی که درد مردم داشته باشه بسیجیه. کسی که برای پیشرفت جامعه‌ش کار کنه بسیجیه. حتی اگه یک بار هم پاشو توی هیچ پایگاه مقاومتی نذاشته باشه.

نمی‌دونم نظر شما چیه؟ من حرف دلمو زدم و شاید اینجا بهترین جایی بود که می‌تونستم این چیزارو بگم.

 

*این روزها دارم کتاب «مردی در تبعید ابدی» رو می‌خونم. نوشته‌ی استاد نادر ابراهیمی و بر اساس زندگی ملاصدرا. فکر نمی‌کنم کسی این کتاب رو بخونه و عاشق ملاصدرا نشه. واقعا اعجوبه‌ای بوده این ملاصدرا.

 

*این هم چند تا لینک جالب و احتمالا آموزنده:

 پرداخت یک مهریه نجومی در 10هزار سال!

بزرگترين طنز معماری قرن! (دومين مطلب اين صفحه است)

گرانترين کتاب جهان

توهين دفتر تحکيم به حسین رضازاده (درباره‌ی رضازاده مفصل خواهم نوشت)

 

خب دیگه حرفی نمونده. البته حرف که زیاده. ولی فرصت نیست. فعلا تا بعد. التماس دعا

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام آقا جواد گل..موافقم موافقم موافقم....ديگه حرفی باقی نمي مونه..برات آرزوی خوشبختی و پیروزی می کنم.شاد و سلامت باشی.

فاطمه

به نام خدا..سلام..اول از همه ميلاد حضرت معصومه(س) را تبريک می گويم...بابت تاخير هم معذرت...با چيزهايی که در باره بسيج گفتی هم کاملا موافقم...مهم روحيه بسيجی داشتن است...درباره رضازاده هم هروقت نوشتی حرف می زنيم..فعلا التماس دعا

...مینا خانم

سلام.ميگن بچه مومن(از نوع بسيجيش)هر جا باشه باعث خيره....با کله مطالبت موافقم .لی يه نکته کوچيک دارم.... اين جمله يکم مشکل داره(من از اينکه عضو بسيج نيستم افتخار ميکنم)!!!يه جوريه...........حامد ميگه نهاد رهبريه ...خوب اينا همش يکيه ولی هرکدوم با يه زاويه خاصی کار ميکنن ولی هردو دلسوز کشور و انقلاب هستن ...دلسوز و دلشون برای اين مطلب ميتژه و بهش حساسن..هردو فرزند يه خانواده هستن.............و اما بسيجی لزومی نداره تو قالب خاصی جاش داد ولی آقا جواد خود بسيج هم آفت پذیر هست و احتیاج داره به یکسری اصلاحات...پس باید بود....بسیجی اهل صحنه خال گذاشتن نیست ..خود دفتر بسیج و دور هم بودنا و همدیگرو تو جمعی پیدا کردنا قوت قلبه و با نگاه به هم هممون با هم دست به دست هم بالا میریم .رشد میکنیم.........خیلی در این ارتباط صحبت درم..خیلی خیلی زیاد...........حتی دوست دارم با هم به این امتیازات با یه زاویه دیده دیگه نگاه کنم تا ببینیم که اینها همش معنی داره تا بدونیم که چقد همین ایجاده فایده کرده اینها هم برای من سوال بوده و یه بار یه استادی برام مطالب گفت که مفید بوئ برام.....میام باز اگه شد

...مینا خانم

اصلاحيه....>>پایگاه بسیج آسیپ پذیره منظورم خوده بسیج نبود2.هر چیزه زنده و حی این خوصوصیتو داره3.میگن الاقربون اولا بل معرف...پس پایگاه بسیج یا هر جمع بچه های دلسوز مثبت و ..واجبترم به اینکه در کنا رشون بود و تلنگرهای لازم را با موقعیت شناسی خوب را زذ

...مینا خانم

ببخشید منشت و حالاتت نشون میده خیلی قشنگ فکر میکنی / ببخشید که ظاهر بینانه به مطلب نگاه کردم....یا علی/...........راستی برام دعا میکنین که وبلاگم یکم به خودش تکون بده؟؟

ـ.-'`*`'-._@®@$_.-'`*`'->بي نشان

سلام.در مورد بسيجی و بسيجی بودن که بايد بگم الان همه چی صد در صد واقعی نيست و رياکاری زياد شده.منتظر رضازاده نوشتهات نيز هستيم......... پس فعلا...

مهشيد

سلام .جواد حالت خوبه يه کم نگرانت شدما .اگه درس خوندنه که خوب اين چند سال ت هميشه درس داشتی نکنه اتفاقی افتاده !!!!!!!!!!!!!!!!انقدر منو نگران نکن .من قلب ندارما .آخر سر از دست اين کارات ميفتم ميميرمممممممممممممم

مونا

سلام وبلاگ زيبايی داريد . من با اين چيزايی که در مورد بسيج گفتی کاملا موافقم . موفق باشی

مهشيد

سلاممممممممممممممممممممم. ای بابا ما که هميشه اينجاييم و اونجاييم (فهميدی چی گفتم:دی)ميخواستم بگم روزت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک.