احساس سوختن به تماشا نمی شود

سه روز بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) به نمایشگاهی که به مناسبت ایام فاطمیه برپا شده بود رفتم. از این نمایشگاه هایی که صحنه های ایام شهادت حضرت زهرا رو بازسازی کرده بودن. انصافا کار خوبی بود و زحمت زیادی کشیده بودن. استقبال مردم هم خوب بود، حتی بعد از شهادت که طبیعتا اون شوروحال ایام فاطمیه وجود نداره.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

هرکس به فراخور حالش عکس العملی نشون می داد. بعضیا گریه می کردن، بعضیا چهره شون گرفته شده بود و بغضشون آماده ترکیدن بود، اما شاید خجالت می کشیدن که گریه کنن، بعضیا مدت زیادی بی حرکت می ایستادن و یه صحنه ای رو تماشا می کردن، مخصوصا جلوی در سوخته فاطمه زهرا، بعضیا هم بی تفاوت نگاهی می کردن و می گذشتن.

 

همینطور که داشتم از نمایشگاه دیدن می کردم و سعی می کردم که یه حالی پیدا کنم، چند تا دختر جوان که پوشش مناسبی نداشتن توجهم رو جلب کردن. با خودم گفتم اینا اینجا چکار می کنن؟ اینا که به تیپشون نمی خوره؟ یه کم ناراحت شدم، فکر می کردم که محیط پاک اینجا آلوده شده !!!

 

وقتی که بازدید تموم شد و می خواستم از نمایشگاه بیرون بیام، یکی از همین دخترا رو دیدم که با چشمای خیس داشت از نمایشگاه خارج می شد و با دستمال اشک چشماشو پاک می کرد ...

 

منی که مثلا به تیپم می خورد و خیلی احساس خودمونی بودن می کردم، حتی یه قطره هم نتونستم اشک بریزم. نمی دونم از خجالت بود یا اینکه چشمه از بیخ و بن خشکیده بود ...

 

اما اون هایی که به تیپشون نمی خورد(!) بی سروصدا و بدون اینکه خودنمایی بکنن آروم داشتن اشک می ریختن ...

 

کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آورد ... ( ملک / 30 )

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

به نام خدا و با سلام:من هميشه معتقدم به ظاهر آدمها نميشه خيلی قضاوت کرد...گرچه باز هم به نظر من کسی که اعتقاد داره بايد ظاهر را حفظ کنه...حالا چطور ميشه اين دوتا را جمع کرد نميدونم!!...موفق باشيد...

شبان عاشق

سلام ..... واقعا زيبا بود . مطمئن باش ارزش اين صداقت شما در بيان اين مسئله کمتر از اشک های اونها نيست .......

شبان عاشق

راستی جواد جان. شبان عاشق بالاخره به روز شد ....... جام تهی ...... شب مهتاب ....... ترانه بهاری + يک تصوير زيبا از استاد افتخاری ...... يا حق

خاكسار ميكده

يا حسين .ع. سلام بر آقا جواد عزيز...خوبی برادر...راست گفتی (!) بنظر من ما نيايد از ظاهر افراد به ميزان اعتقاداتشون پی ببريم... گرچه اين کار امروزه خيلی مرسومه (!) خلاصه حرفات با تموم صداقتش، گفتنی‌های زيادی داشت...هرکسی از ظن خود شد يار من...منتظرتم...التماس دعا و يا علی .ع.

سارا

سلام....باهات موافقم.....دل بعضی ها خيلی پاکتز ار اونيه که ما فکرشو ميکنيم.......راستی واسه خودتم مطمئنا از خجالت بوده وگرنه مطمئن باش که چشمه ات هنوزم جريان داره...........موفق باشی و پايدار.........محتاجيم به دعا!

سردار علی

من يه دوستی دارم شاگرد چلوکبابی . الان به من زنگ زد گفت خود گنجی از بيمارستان زنگ زد سفارش يه پرس سلطانی با نون اضافه داد > ببينم نکنه حالا اين ۲ خرداديها می گن برای دکترا سفارش داده بود. > این کس کش دروغ می گه غذا نمی خوره همه رو گذاشته سر کار> حزب الله بیداره

شهاب.م

سلام جواد جان ..... وبلاگت خيلي خيلي قشنگ شده مطالبش هم خيلي جالبه به من هم سر بزن .... موفق باشي ..... ياعلي

hamid

سلام جواد جان ممنونم از حضورت نه هنوز وقت نکردم انشاءالله به زوذی بازم بیا یا حق

حامد کشکول

سلام . اطلاعيه اطلاعيه . ما که نمی دونيم فردا تولد آقا جواد هست . بنابراين شما هم ندونيد بهتره . و هيچ کس بهش تبريک نگه . جواااااااد جاااااااااان تولدت مباااااااارک . بيا شمع ها را فوت کن که صد سال زنده باشی . تولد تولد تولدت مبارک . مبارک تولدت مبارک . مثل اينکه حسابی من را جو گرفته . بابا يه جشن می گرفتی بد نبود ها . می دونی چند ساله کيک نخوردم . حالا جشن تولد وبلاگ جبران می کنم .

hamid

سلام جواد جان راست ميگويي عين حقيقت است...